وقتی هملت عروسکی می شود

تئاتر عروسکی “هملت بزرگ ، هملت کوچک” به کارگردانی و نویسندگی وحیدرضا قناعتیان در سیزدهمین جشنواره تئاتر عروسکی دانشجویان به روی صحنه رفت .

این نمایشنامه از نوزادی تا جوانی هملت را نشان می دهد و نمایش هنگامی تمام می شود که نمایش هملت اثر شکسپیر آغاز می گردد و پروسه تبدیل شدن هملت به آن چیزی که شکسپیر از او ساخته است را در این نمایش می توان دید .

نویسنده در این نمایشنامه از تکنیک پا رودی استفاده کرده است . پارودی یکی از تکنیک های معادل نقیضه سازی در فارسی می باشد و با آن نمایش های تراژدی را می توان به نمایش های کمدی نزدیک کرد .

قناعتیان با این تکنیک و قابلیت طنزی که در عروسک ها وجود دارد عروسک ها را طوری ساخته است که این طنز به حداکثر خود برسد .

در این نمایش سعی شده بود هرچه بیشتر این داستان به فرهنگ ایران نزدیک شود . یک نمونه آن استفاده از موسیقی سنتی در طول کار است .

در نمایش”هملت بزرگ، هملت کوچک” بازیگران و صدا پیشگانی مانند بهزاد فراهانی ، وحید گودرزی ، حسین محمدی ، پوریا فراهانی، علی وقاری فرد، محمد حسین ستوده فلاح، طیبه حاجی لقا،نفیسه حاجی لقا ،شکوفه میرزایی،آذرجهاندیده و وحیدرضا قناعتیان به ایفای نقش پرداخته اند .

این نمایش آخرین اجرای خود در این جشنواره را ۲۹ بهمن ماه در سالن نمایش دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر به روی صحنه برد.

نقل از سایت تئاتر فستیوال

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 22:39 | پنجشنبه 1 اسفند1392 •

سیزدهمین جشنواره بین المللی عروسکی دانشجویان

 سیزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی دانشجویی از 26 بهمن الی 3 اسفند در تهران برگزار می گردد که نمایش «هملت بزرگ هملت کوچک» به نویسندگی وکارگردانی وحیدرضا قناعتیان در بخش بزرگسال این جشنواره در تاریخ های 27 و 29بهمن به اجرا در خواهد آمد.

 بیست و هفتم بهمن ماه : ساعت 30: 18 -ضلع شمالغربی چهار راه ولیعصر،موسسه آفرینش های هنری مان

بیست ونهم بهمن ماه: ساعت 30: 18وساعت 20 -دانشکده سینما تئاتر خیابان ورزنده

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:21 | پنجشنبه 17 بهمن1392 •

گل آموز

شما را دعوت می کنم به تقوای الهی و پرهیز از گناهان ومعاصی و دیدن برنامه گل آموز هرروز از شبکه آموزش ساعت 14:30

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:34 | پنجشنبه 7 آذر1392 •

سی ویکمین جشنواره تئاتردانش آموزی نیشابور

سی ویکمین جشنواره تئاتر دانش آموزی در حالی در نیشابور به پایان رسید که در بخش پسران نمایش عروسکی «زیارت» نوشته وکار «وحیدرضاقناعتیان» کاری از گروه نمایش تجربه هنرستان نمونه دولتی امام رضا(ع)به عنوان کار برتر این جشنواره شناخته شد وبنابر اعلام «داودکیانیان» یکی از داوران این جشنواره به بخش ویژه جشنواره بین المللی تئاتر کودک ونوجوان همدان معرفی خواهد شد. در بخش دختران نیز نمایش «یونس وبلقا» نوشته «انوش معظمی» به کارگردانی «سارانجفی» از گروه تئاتر تجربه هنرستان معلم موفق به کسب عناوین برترین کارگردان وبهترین طراحی و ساخت عروسک گردید.
!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:49 | یکشنبه 10 شهریور1392 •

بازار تئاتر ، فضایی برای نفس کشیدن تئاتر کودک و نوجوان

مسوول غرفه تئاتر دانش آموزی اداره کل فرهنگی هنری وزارت آموزش و پرورش، معتقد است، برنامه هایی چون بازار تئاتر کودک و نوجوان فضایی را برای نفس کشیدن این شاخه هنری فراهم می کند.

وحیدرضا قناعتیان در گفت و گو با ستاد خبری «بازار تئاتر کودک و نوجوان»، با تشریح فعالیت‌های سازمان آموزش و پرورش در حوزه تئاتر گفت: تئاتر دانش آموزی در حوزه‌های تئاتر صحنه‌ای، نمایش عروسکی و نمایش‌نامه‌خوانی فعال و پویا  بوده است. برگزاری 30 دوره جشنواره تئاتر عروسکی از دست آوردهای وزارت آموزش و پرورش است و هدف ما از حضور در این بازار تئاتر معرفی جریان پویا و فعال تئاتر دانش آموزی به جامعه تئاتر ایران، اولیا و دانش آموزان هنر دوست است.
وی افزود: عملکرد تئاتر دانش آموزی در طول سال‌ها نشان از کیفیت بالای آن دارد و با وجود تبلیغات کمی که پیرامون تئاتر دانش آموزی صورت گرفته، بسیاری از کارشناسان و متخصصان این حوزه با آموزش و پرورش همکاری دارند.
این کارگردان تئاتر در رابطه با برگزاری بازار تئاتر کودک و نوجوان که برای نخستین بار برگزار شده است، اظهار داشت: چنین برنامه‌هایی فضایی برای نفس کشیدن تئاتر کودک و نوجوان فراهم می کند، در چنین فضایی است که کسانی که قلب‌شان برای تئاتر می‌تپد دور هم جمع می‌شوند و با تعامل پیشرفت می‌کنند.
وی افزود: گسترش فعالیت‌های مرکزی تخصصی برای تئاتر کودک و نوجوان مانند مرکز ملی اسیتژ قابل تحسین و تقدیر است و این که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همراه آموزش و پرورش، بچه‌ها را با ادب و هنر آشنا می‌سازد ومیزبان چنین بازاری شده است، بسیار خوشایند و نوید بخش آینده‌ای روشن برای این حوزه است.

بازار تئاتر کودک و نوجوان با شعار «امروز، کودکی را به تئاتر ببریم» تا 12 تیر در مرکز آفرینش های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب تهران برپاست.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 11:45 | پنجشنبه 13 تیر1392 •

جشنواره تئاتردانش آموزی سال92

این روزها جشنواره تئاتر دانش آموزی در مرحله استانی در کانون سمیه شهر ری در حال برگزاری است و ما با دو نمایش در بخش پسران و دختران حضور داریم . نمایش «زیارت »به نویسندگی و کارگردانی وحیدرضاقناعتیان و بازی داش آموزان هنرستان امام رضا(ع)و نمایش «یونس و بلقا »به نویسندگی انوش معظمی وکارگردانی سارا نجفی  که  دانش آموزان هنرستان معلم در آن حضور دارند. نمایش در مرحله کشوری نیز در اواخر مرداد ماه در استان خراسان برگزار خواهد شد که برگزیدگان سرار کشور در آن حضور خواهند داشت .بچه های هنرستان امام  رضا در صورت راهیابی به این مرحله موفق به «هتریک» خواهند شد و برای سومین سال پیاپی با نمایش عروسکی در آن حضور خواهند داشت . داوران این مرحله پسران برعهده دکتر یداله وفاداری  و جناب کریم اکبری مبارکه بود.
!! نوشته شده توسط پاپیروس | 12:53 | پنجشنبه 6 تیر1392 •

نمایش عروسکی «هملت کوچک ، هملت بزرگ»


نمایش عروسکی «هملت کوچک،هملت بزرگ» در روز شانزدهم بهمن ماه در دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب به راهنمایی «دکتر اسماعیل شفیعی» به روی صحنه رفت :

نویسنده وکارگردان : وحید رضا قناعتیان

بازیگران ،عروسک گردانان  :

بهزاد فراهانی ، وحید گودرزی ، حسین محمدی ، پوریا فراهانی ، علی وقاری فرد ، هادی صغیری ، محسن مظفری  ، نفیسه حاجی لقا ، شکوفه میرزایی ، سحر زین الدینی

منشی صحنه : پریسا حاجی لقا

مدیر صحنه : ارغوان بیاتانی

طراح پوستر و بروشور : میثم ثابت

طراح صحنه و عروسک : سارا نجفی

موسیقی آرش برنجیان

گروه تصویر:

کارگردان:اسماعیل هدایت

مدیر تصویربرداری: مصطفی ملوان

تصویربرداران:امیرحسین کوهپایی،محمدتفرشی

صدابردار:امیرحسین کوهپایی

عکس: اردلان فروتنی نیا

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 9:30 | چهارشنبه 18 بهمن1391 •

تغییر در ساعت اجرا

اجرای نمایش عروسکی :«هملت بزرگ،هملت کوچک» از ساعت 14 روز دوشنبه 16 بهمن به ساعت 12:30 همانروز تغییر نمود.

مکان اجرا : پلاتو مرکزی دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 12:7 | یکشنبه 8 بهمن1391 •

اجرای عروسکی هملت

نمایش «هملت بزرگ ،هملت کوچک» به امید خدا ودعای دوستان ،پایان نامه کارشناسی ارشد من در تاریخ شانزدهم بهمن در دانشکده سینما تئاتر تهران به روی صحنه می رود و مورد ارزیابی داوران قرار خواهد گرفت .تمام تلاشم را کرده ام که تماشاگران عزیز که امیدوارم شما هم یکی از آنها باشید در تمام مدت اجرا لبخند از روی لبهای مبارکشان کنار نرود وانتظار کمی تا قسمتی قهقهه در انظار عمومی هم می رود .شایان ذکر است که یبماران قلبی و تا آنجایی که امکان دارد افراد منفی هجده از نمایش دیگری دیدن بفرمایند .بنده به عنوان نویسنده ی اثر و همکارم ویلیام عزیز پیش بینی اورژانسی شدن از فرط خنده را هم می دهیم .ضمناً شما مهمان من نیستید مهمان دنیای عروسکها هستید . می خواستم جند عکس از تمرین کار را هم بگذارم اما تر جیح می دهم بعد از اجرا این اتفاق بیافتد .


پ ن: اگه خواستید بیاید خبر بدید اسمتون رو به عنوان مهمان به داشکده بدم.

ساعت اجرا دو بعداظهر هست اگه تغییر کرد مینویسم.

یادتون باشه اخم هاتون رو با خودتون نیاورید چون ما دم درب میگردیم اگه همراهتون بود تحویل میگیریم.


!! نوشته شده توسط پاپیروس | 19:39 | یکشنبه 1 بهمن1391 •

از جشنواره تاتر دانش آموزی تا تهران مبارک

جشنواره تاتر دانش آموزی این روزها تقریبا در سراسر کشور مراحل استانی خود را می گذراندوامسال نیز ما به سیاق سال های گذشته در این جشنواره حضور داریم البته با این تفاوت که امسال دواثر را روانه این جشنواره کرده ایم اولی نمایشی است تحت عنوان خواب-خیال -خاطره که پسران هنرستان امام رضا(ع)در آن حضور دارندو دیگری نمایش روباه دم زنگوله که دختران هنرستان معرفت در آن حضور دارند هفته گذشته این دو نمایش در شهر ری به روی صحنه رفت که فعلا گروه منتظر اعلام نتایج هیات داوران است.

به فکر اجرای عموم نمایش روباه دم زنگوله هم هستیم ودرحال نامه نگاری وگرفتن مجوز هستیم تا درصورت امکان آن را در سالنی که مناسب اجرای آن است به روی صحنه ببریم وپس از اجرای آن فیلم اجرا را برای جشنواره تاترکودک همدان ارسال نماییم.

نمایشی از یکی از دوستان نیز برای جشنواره تهران مبارک یونیما پذیرفته شده و مشغول ساخت عروسک های آن هستیم که امیدواریم سریع به سرانجام برسد تا بچه های گروه بتواند تمرینات خود را با عروسک انجام دهند .

 

پ ن: تصاویری از اجرای دو نمایش بوته گلی برای لیلا و عشق به افق خورشید وتصاویری از اجرای این دو کارعروسکی آخر موجود است که به دنبال فرصتی هستم تا آنرا در وبلاگ قرار دهم واحتمالا طبق معمول این امر اتفاق نخواهد افتاد

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 9:53 | شنبه 9 اردیبهشت1391 •

یک بوته گل برای لیلا

نمایش یک بوته گل برای لیلا نوشته محمد چرمشیر در تاریخ های 15-16-17اسفند ساعت یک در پلاتو مرکزی دانشکده سینما تاتردانشگاه هنر به روی صحنه می رود . بازیگران این نمایش عبارتند از وحیدرضاقناعتیان.مریم علی نیاوکارگردان رسول پیرمحمدی

نمایش عشق به افق خورشید نوشته سید مهدی شجاعی در بازبینی چهاردهمین جشنواره تاتر دانشجویی شرکت نمود که بازیگران آن عبارت بودند از میثاق نعمت گرگانی،محمدپایدارو سعیده صفوی به کارگردانی وحیدرضاقناعتیان که این نمایش سه شنبه نهم اسفند موزد بازبینی قرار گرفت

نمایشنامه افسانه نگارگر وپری نوشته وحیدرضاقناعتیان جهت بازخوانی به چهاردهمین جشنواره عروسکی تهران مبارک ارسال شده است که نتایج بازخوانی تا پایان اسفند اعلام خواهدشد.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 21:29 | یکشنبه 14 اسفند1390 •

دوازدهمین جشنواره تئاتر عروسکی دانشجویان به کار خود پایان داد

به گزارش سایت تئاتر سوم، شنبه 28 آبان ماه دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی دانشجویان در سالن اصلی تئاتر شهر میزبان دانشجویان، علاقه مندان و اساتید نمایش عروسکی بود. در ابتدای این مراسم زینب لک دبیر جشنواره که برای ارائه گزارش به روی صحنه دعوت شده بود به قرائت پیام بهروز غریب پور پرداخت و گفت: این پیام، پیام تمام عروسکی هاست. وی همچنین ضمن قدردانی از حضور دانشجویان شرکت کننده در جشنواره، افزود: خوشحالم که با تمام دردسرها توانستیم به اختتامیه این جشنواره برسیم و امیدوارم زحماتی که همه دوستان و دانشجویان کشیدند تا این جشنواره به سرانجام برسد مورد توجه واقع شده باشد. تقدیر از مهمانان خارجی و حامیان جشنواره در ادامه این مراسم از ژاک تورودو دبیر یونیمای جهانی و خانم کاترینال نماینده گروه روسی حاضر در جشنواره با اهدا تندیس توسط دکتر شفیعی تقدیر به عمل آمد. تقدیر از حامیان جشنواره نیز بخش بعدی این مراسم بود و در این راستا از شهرام کرمی مدیر تالار هنر، محمد دشت گلی سرپرست مرکز هنرهای نمایشی، آقای ربانی قائم مقام مرکز هنرهای نمایشی، آقای قندهاری مدیر روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، آقای کارگر مدیر روابط عمومی مرکز ملی فرش و دکتر اردلان دبیر یونیما جهت حضور بر روی صحنه، دعوت به عمل آمد که در این بین آقای کارگر و دکتر اردلان حضور نداشتند. بزرگداشت زنده یاد ذوالفقاری در ادامه، نیما کرمی که اجرای این مراسم را بر عهده داشت حاضران را به سکوت دعوت کرد و سپس تیزری از مجموعه آثار زنده یاد ذوالفقاری پخش شد و شرکت کنندگان در این مراسم با یک دقیقه ایستادن و سکوت به این پیشکسوت ادای احترام کردند. در این راستا تندیس جشنواره به همسر زنده یاد ذوالفقاری تقدیم گردید که با تشویق حاضران همراه بود. تجلیل از ایرج محمدی و مرضیه برومند پخش تیزر سخنان ایرج محمدی درباره جشنواره تئاتر عروسکی و تجلیل از این استاد با اهدا تندیس و لوح جشنواره بخش بعدی این مراسم بود که توسط دکتر اردشیر صالح پور صورت پذیرفت، وی همچنین به قرائت متنی درباره استاد محمدی پرداخت و افزود: تکریم ایرج محمدی، تکریم دانایی، فضیلت و تکریم عروسک هاست. ایرج محمدی با ابراز خرسندی و قدردانی از برگزاری این مراسم گفت: دنیای عروسکی بسیار زیبا و دوست داشتنی است. ممنونم مرا لایق دانستید. دنیای عروسکی، دنیای صداقت، دوستی و پاکی و صمیمی‌ترین محفل‌ها، محفل عروسکی‌هاست. خوشحالم لیاقت داشته‌ام که دانشجویان به من اعتنا کنند اما بیش از آن از سنت بسیار پسندیده ایرانی که تقدیر و تشکر از معلمان و استادان است، خوشحالم. او خطاب به دانشجویان گفت: خوشبختانه میان همه هنرها، ناب‌ترین را انتخاب کردید؛ دنیای عروسک‌ها.امیدوارم همیشه شاد و عروسکی باشید و با کودک دلتان حضور داشته باشید. ایرج محمدی یاد و خاطره استادان فقید عروسکی اردشیر کشاورزی، جواد ذوالفقاری و کامبیز صمیمی مفخم را گرامی داشت و افزود: وقتی تنها می‌شوم به این می‌اندیشم چرا اینها ماندگار و محبوب مانده‌اند. در دنیای هنر طبقات مختلفی داریم، گروهی که کار نمی‌کنند و مدام نق می‌زنند گروه دیگری که نق می‌زنند و کار می‌کنند و گروهی که کار می‌کنند و بهترین کارها را به انجام می‌رسند این سه هنرمند جزو این گروهند و امیدواریم شما هم راه آنها را ادامه بدهید. مراسم تقدیر و تجلیل از مرضیه برومند نیز توسط بهرام شاه محمدلو صورت پذیرفت که با پخش تیزر "مدرسه موش ها" و تشویق گرم حاضران همراه بود. بهرام شاه محمدلو نیز متنی در توصیف برومند خواند و او را خستگی ناپذیر دانست و گفت: مرضیه برومند از اولین ستون های نمایش عروسکی در ایران است. وی همچنین گفت بعد از پخش موفق "مدرسه موش ها" خیلی ها به سراغش آمدند و پیشنهادات قابل توجهی را به منظور استفاده از عروسک ها برای تبلیغات کالاهایشان مطرح کردند اما او هیچ کدام را نپذیرفت. او خیلی چیزها را نمی پذیرد به همین دلیل همه دوستش دارند، او مرضیه برومند است. مرضیه برمند گفت: من جشنواره تئاتر عروسکی دانشجویی را دوست دارم و از اولین دوره ها هرگاه فرصت داشتم در جشنواره و کنار بچه ها حضور پیدا کرده ام. دو سال پیش نصیحتی کردم و خوشحالم که به حرف من گوش دادند و در این دوره خوشبختانه جشنواره خودمانی تر و دوستانه تر برگزار شد و امیدوارم همیشه همین طور بماند. کارگردان "مدرسه موش ها" همچنین افزود: برایم خیلی جالب است وقتی که جوانان و پدران و مادران امروزی می‌گویند کودکی‌مان را با تو گذراندیم و این یعنی نزدیک سه نسل بچگیشان را با من گذرانده اند. این موضوع هم برایم لذت بخش است و هم بار مسوولیتم را بیشتر می‌کند. مرضیه برومند خطاب به دانشجویان گفت: امیدوارم مریض نشوم، پیر نشوم، از این پیرتر نشوم و بتوانم برای بچه‌ها کار کنم و برای بزرگترها هم. وی در ادامه با اعتراض به اهدای تندیس جشنواره به مسئولین و حامیان گفت: این تندیس ارزش دارد آن را به همه ندهید، مسئولینی هم که کار کرده اند وظیفه شان بوده. به بچه ها یک تندیس مشترک می دهید که نصف کنند بعد به مسئولین نفری یک تندیس؟! امیدوارم سال بعد بیکار باشم و بتوانم در برگزاری جشنواره کمک کنم. رضا فیاضی: کارم را با خانم برومند شروع کردم و افتخار این را دارم که سال ها با ایشان همکاری داشته ام. حسن دادشکر: ما کماکان سال پایینی شما هستیم. ژاک ترودو: از حضورم در ایران بسیار خوشحالم این سومین بار است که به این کشو می آیم و هر بار برای من تجربه ای شگفت انگیز بوده است. افتخار بزرگی برای من بود که در کنار محسن ایمانخانی، مریم معینی، زهرا صبری داوری آثار حاضر در این جشنواره را بر عهده داشته ام. از گروه هایی که در جشنواره بودند و نبودند تشکر می کنم. وی همچنین توصیه های هیات داوران را در قالب یک شبه بیانیه از سوی هیات داوران قرائت کرد. اهدا جوایز در دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی دانشجویان:

بخش پوستر، عکس و پژوهش: رتبه نخست: علی معتمدیان و سامان خسروی برای نمایش "ونسان هلندی" : به دلیل هماهنگی تصویر، نوشتار و موضوع رتبه دوم: امیر رضایی برای نمایش "در انتظار آسمان برفی" : به دلیل برخورد خلاقانه و جسورانه با موضوع رتبه سوم: الهام حسینی و عبدالرضا محفوظی نژاد برای نمایش "صندوقچه ماه منیر" در بخش پژوهش نیز از اشرف سلطانی نیا برای پژوهش در نمایش عروسکی تقدیر به عمل آمد.

جوایز این بخش توسط آرش تنهایی، فریبا دلیری و مسلم قاسمی اهدا شد.

بخش ماسک، عروسک و ماکت:

رتبه نخست: دختر افسرده کبریت فروش: بهناز نظافتی احسن از دانشکده سینما تئاتر

رتبه دوم: چایکوفسکی: علی اعتصامی فر

رتبه سوم: عروسک شلی: علی اعتصامی فر و عروسک ژورنت: سارانجفی

در این بخش همچنین به مجموعه عروسک های نسرین خنجری تشویق نامه اهدا شد. داوران این بخش محمد اعلمی، فرناز بهزادی، زهرا شهیدی و ایرج محمدی بودند. بخش نمایشنامه نویسی: رتبه نخست: بابک نیوشادان برای نمایشنامه "کرگدن غصه نخور" رتبه دوم: نسرین خنجری برای نمایشنامه "مهمان جا مانده" رتبه سوم: سپهر شریف زاده برای نمایشنامه "روکش انسانی" اهدای جوایز این بخش توسط دکتر عادل، فریبا رییسی و زهره بهروزی نیا صورت گرفت و از شقایق مدنی نیز تقدیر شد.

بخش کودک و نوجوان:

کارگردانی: رتبه نخست: "یک نقاشی از " به کارگردانی فرشته شفیعی رتبه دوم: "چوب های مقدس" به کارگردانی وحیدرضا قناعتیان رتبه سوم: "فلوت سحرآمیز" به کارگردانی محمد صمدی از نمایش این و مثل این به کارگردانی نیکو ممدوحی نیز تقدیر شد.

بازی دهندگی عروسکی: رتبه نخست: عروسک دختر از نمایش "یک نقاشی از"، فرشته شفیعی رتبه دوم: عروسک دخترک از نمایش "فلوت سحرآمیز"، مریم افراز، رعنا کوه وند رتبه سوم: هیات داوران در این بخش هیچ عروسکی را حائز رتبه ندانستند.

طراحی و ساخت عروسک: رتبه نخست: فرشته شفیعی و آزاده محمدی برای نمایش "یک نقاشی از" رتبه دوم: عادله متکیایی برای نمایش "یک شب طولانی" رتبه سوم: مرضیه ایمانخانی برای نمایش "فلوت سحر آمیز"

طراحی نور: جایزه این بخش به وحیدرضا قناعتیان برای نمایش "چوب های مقدس" تعلق گرفت.

طراحی صحنه: رتبه نخست: یک نقاشی از ، فرشته شفیعی رتبه دوم: چوب های مقدس، وحیدرضا قناعتیان رتبه سوم: فلوت سحرآمیز، محمد صمدی و آزاده بقائیان

موسیقی نمایش: رتبه نخست: آرش عزیزی، فلوت سحرآمیز رتبه دوم: طاها خوش نیت، چوب های مقدس رتبه سوم: عرفان متکیایی، یک شب طولانی

بازیگری کودک و نوجوان: گروه بازیگران نمایش "این و مثل این"؛ نرگس خوش دل، المیرا، ملیکا و زهرا محمدی تنها انتخاب هیات داوران در این بخش بودند.

طراحی پوستر و بروشور: رتبه نخست: مجید حسین زاده، یک نقاشی از رتبه دوم: پروین فرزامی نژاد، یک شب طولانی رتبه سوم: آرش برنجیان، چوب های مقدس منوچهر اکبر لو، وحید لک، رضا فیاضی و حسن دادشکر جوایز بخش کودک و نوجوان را اهدا کردند.

بخش خیابانی:

کارگردانی: رتبه نخست: "شبی به بلندای یلدا" به کارگردانی نرگس خاک کار رتبه دوم: "کوچ امیر"، سمیرا واحد قاضیانی رتبه سوم: "رسپینا"، شاهد پیوند موسیقی: از شبی به بلندای یلدا، احمد و کاووس معروف (دانشگاه علم و فرهنگ همدان) تقدیر شد. رتبه نخست: مبارک وارونه می شود، علی جباری و محمدرضا مختاری آزاد فر ساخت عروسک: شبی به بلندای یلدا، سمیرا براتی ( دانشگاه علم و فرهنگ همدان) عروسک گردانی: رتبه نخست: گروه عروسک گردانان نمایش "وفای عروسک ها" از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان رتبه دوم: شبی به بلندای یلدا، دانشگاه علم و فرهنگ همدان رتبه سوم: مبارک وارونه می شود، ندا وفایی، دانشگاه صدا و سیما طرح و ایده: رتبه نخست: مهدی حبیبی برای نمایش "شبی به بلندای یلدا" رتبه دوم: محمود فرخی نژاد، "کوچ امیر" رتبه سوم: علی اصغر خطیب زاده، "مبارک شیفته طلا" دانشگاه آزاد اسلامی دامغان اهدا جوایز این بخش توسط شهرام کرمی، مجید امرایی، سامان خلیلیان، ایرج محمدی و خسرو احمدی انجام گرفت. بخش صحنه ای: نمایشنامه نویسی: رتبه نخست: هیات داوران هیچ اثری را حائز رتبه نخست ندانستند. رتبه دوم: سرزمین من، مهدیه علیقلی زاده رتبه سوم: یکی بود، یکی نبود دو تا شهر و یک سرود، ناهید وثیقی طرح و ایده: جایزه این بخش ضمن تقدیر از بهناز نظافتی احسن برای نمایش "ورونیکا"، به صورت مشترک به محدثه محفوظی نژاد برای نمایش "پاپلی" و الهام عابدی برای نمایش "دوئل" تقدیم شد. کارگردانی: رتبه نخست: افسانه اعیانی کارگردان نمایش "آخرین نوار کراپ" رتبه دوم: سید محمد صاحبی کارگردان نمایش "ونسان هلندی" رتبه سوم: جایزه این بخش به صورت مشترک به عدالت فرزانه برای کارگردانی نمایش "سرزمین من" و رامین کهن برای کارگردانی نمایش "در انتظار آسمان برفی" تعلق یافت. طراحی و ساخت عروسک: ضمن تقدیر از ندا وفایی طراح و سازنده عروسک های نمایش "صندوقچه ماه منیر" ؛ رتبه نخست: عروسک پیرزن در نمایش "پاپلی" محدثه محفوظی نژاد رتبه دوم: به صورت مشترک: "آخرین نوار کراپ"افسانه اعیانی و مهدی نعمتی مقدم/ "درخت بخشنده" مونا حداد، سمیه صادق پور و فاطمه عباسی رتبه سوم: به صورت مشترک: عروسک های نمایش "قالیچه" پرستو آریایی و مرضیه نادری / "پیرمرد و دریا" زهرا عظیمی نیا طراحی نور: رتبه نخست: امیر ترکمن، نمایش "آخرین نوار کراپ" رتبه دوم: محمد صاحبی، نمایش "ونسان هلندی" رتبه سوم: شاهور خوانگر، نمایش "پیرمرد و دریا" موسیقی انتخابی: محمد صاحبی برای نمایش "ونسان هلندی" ساخت موسیقی: رتبه نخست: هیچ اثری حائز رتبه نگردید. رتبه دوم: گرونیکا رتبه سوم: سام ضیایی برای آهنگسازی نمایش "پاپلی"/ علی سینا رضا نیا برای آهنگسازی نمایش "صندوقچه ماه منیز" بازی دهندگان عروسکی: رتبه نخست: به صورت مشترک: پرستو صدرایی و افسانه اعیانی نمایش "پیرمرد و دریا" و سوگل قلاتیان و سارا مقامی برای نمایش "پاپلی" رتبه دوم: "آخرین نوار کراپ"، زهرا عظیمی نیا، نازنین مهندسی و پریسا نعمتی مقدم رتبه سوم: گروه بازی دهندگان نمایش "درخت بخشنده" الهه علی محمدی، شبنم فتاحی عارف، محسن رسولی، هستی شاه آبادی و فائزه کریم پور طراحی صحنه: رتبه نخست: "آخرین نوار کراپ" افسانه اعیانی رتبه دوم: به صورت مشترک: "سرزمین من" سعیده نیک صفت، "در انتظار آسمان برفی" منیر مولوی زاده و رامین کهن رتبه سوم: به صورت مشترک: "پیرمرد و دریا" زهرا عظیمی نیا، "پاپلی" محدثه محفوظی نژاد جایزه ویژه جایزه ویژه هیات داوران به دلیل خلق لحظه های ناب و انسجام و هماهنگی بین اعضای گروه به نمایش "انسان و آرزو" تعلق گرفت. نمایش برگزیده نمایش "آخرین نوار کراپ" به عنوان نمایش برگزیده هیات داوران انتخاب شد. ژاک ترودو، مرضیه برومند، زهرا صبری، مریم معینی، محسن ایمانخانی و اردشیر صالح پور اهدای جوایز این بخش را بر عهده داشتند. در پایان این مراسم مریم معینی به عنوان رییس انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر اعلام کرد به جز کاری که برگزیده جشنواره است و توسط وزارت ارشاد تقدیر می‌شود، این انجمن از نمایش «سرزمین من» به کارگردانی عدالت فرزانه نیز حمایت خواهد کرد. در حاشیه: ساسان قجر مدرس و هنرمند پانتومیم در بخشی از این مراسم به اجرای قطعات پانتومیم پرداخت. اجرای 3 قطعه موسیقی توسط گروه "ماپت" ها به رهبری ارکستر "دکتر دندون" از بخش های دیگر این مراسم بود. از سوی مرکز ملی فرش بسته فرهنگی به نفرات نخست هر بخش تقدیم شد.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 20:27 | یکشنبه 29 آبان1390 •

چوبهاي مقدس در جشنواره عروسكي

دوازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشجويي از تاريخ بيستم آبان اجراهاي خودش رو در سالن هاي مختلف ازجمله پلاتوهاي دانشكده سينما تئاتر ‏تالارهنر‏خانه هنرمندان و... شروع كرده دبير يونيماي جهاني آقاي ژاك ترودو نيز در جشنواره حضور دارنداز برخي آثار اين جشنواره ديدن مي كنند.

نمايش چوبهاي مقدس نيز در اين جشنواره مورد تاييد هيات بازبيني آقايان داوود كيانيان ‏دكتر يدالله وفاداري وخانم ميتراكريمپور قرارگرفته و روز پنجشنبه در دو سانس ١٧ و ١٩ در تالار هنر(ميدان هفت تير مفتح جنوبي خيابان ورزنده)به روي صحنه خواهد رفت. از دوستان پاپيروس دعوت مي شود تا ميهمان ويژه اين اجرا باشند.ضمنا در خانه هنرمندان نيز نمايشگاهي از عروسك هاي نمايش بر پاست كه يكي از عروسك هاي نمايش نيرنگهاي اسكاپن در اين نمايشگاه حاضر است .

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 16:47 | یکشنبه 22 آبان1390 •

چوبهای مقدس .مولیرو یک نمایشگاه خانوادگی

از اواخر پاییز به همراه تعدادی از بچه های هنرستان شروع به تمرین نمایشی کردیم که نامش شد چوبهای مقدس وپس از کسب رتبه اول در استان وبازبینی برای حضور درمرحله کشوری بالاخره جواز حضور در این مرحله رو کسب کردیم و در شهریور ماه گروه به نیشابور خواهد رفت تا در بیست ونهمین دوره جشنواره تئاترکشوری برگزیدگان وزارت آموزش وپرورش شرکت نماید البته من باید خبر موفقیت مرحله به مرحله اون رو در زمان خودش با عکس وتوضیحات در وبلاگ میگذاشتم که انجام نشد . گروه نمایش تجربه در بیست وپنجمین دوره وبیست وششمین دوره هم با نمایشهای وقایع غیر اتفاقیه ویک غزل ناتمام به این مرحله رسیده وبه نیشابور سفرکرده بود به قول فوتبالیستها هتریک کردیم.

مولیر نمایشنامه ای دارد بنام نیرنگهای اسکاپن که این روزها ذهن من رو به خودش مشغول کرده وبه یک ایده اجرایی خوب رسیدم فقط فکر ورسیدن به این ایده اجرایی زمان آماده کردن اون رو از من گرفته به هر حال به تمرین واجرای اون برای جشنواره بین المللی دانشجویی عروسکی که در مهر ماه به میزبانی دنشگاه خودمون یعنی دانشکده سینما تئاتر برگزارمی شودفکر میکنم .دوستان خوب پاپیروس که علاقه مند به فعالیت در عرصه نمایش هستندو  فرصت دارند ودر تهران زندگی میکننددعوت به همکاری می شوندخلاصه ما رو تنها نگذارید حتی اگه شده با دعا کردن برای گروه وروز اجرا برای دیدن اون البته در صورتی که کار به نتیجه برسد. 

این مطلب در فعلا در حد یک ایده است ومعلوم نیست که اجرایی بشود اما ممکنه شما به دیدن نمایشگاهی دعوت شوید برای دیدن ۳۰تابلو که ده تا از اونهانقاشیخط های من هست وده تا از اونها آبرنگهای همسرم وده تای دیگه نقاشی های دخترم نگار یک نمایشگاه خانوادگی که فعلا داریم کارها رو آماده میکنیم ودر صورت موافقت نگارخانه دانشگاه هنرتصمیم داریم در گالری اونجا آثار رو ارائه بدهیم در صورتی که این ایده به اجرا در آمد حتما در پست جداگانه ای در باره اون خواهم نوشت.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:34 | پنجشنبه 27 مرداد1390 •

اگردل دلیل است

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

قیصرامین پور

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن: سلام بعد از مدتی طولانی .مشغول نقاشی خط هایی هستم از سروده های قیصر امین پور که درکلامی کوتاه با خودش نیز در میان گذاشته بودم اما به قول خودش هنوز نگاه نکرده وقت رفتن بود که شاید برخی هایش را در وبلاگ قرار دهم ( این پست ناگهانی هم تاثیری از آن است وگرنه برنامه ای برای پست جدید نداشتم) وایضاً مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه هنرتهران(قابل توجه دوستانی که مطلع بودند از آزمون دادن من) قبول شدم ویک ترم هم گذشت و...

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 22:14 | جمعه 6 اسفند1389 •

هامارتیا

تقریبا بعداز مدتها میتوانم یک نفس راحت بکشم وبه امتحان فکر نکنم والبته در برزخ اعلام نتایج که ازخودامتحان بدتره فرو بروم.خوش به حال شما که معمولا در دوران تحصیل آزمونهایتان را میدهید ومیرود پی کارش ولی حال وروزما این است که یا در حال امتحان دادن هستیم ویا داریم از هنرجویان هنرستان امتحان میگیریم تمام هم نمیشود میان ترم وپایان ترم همینطور پشت سر هم می آیندو میروند.چندی قبل درحال تماشای برنامه ای بودم که نگار گفت:بابادرس ت روبخون وگرنه قبول نمیشی یا...گفتم:باباجون وقتی بچه بودیم مامان بابا بهمون میگفتن درس بخون وگرنه قبول نمیشی حالا بچه مون میگه بابا درستو بخون.

پنجشنبه در آزمون عملی رشته نمایش عروسکی شرکت کردم بارتبه بیست ونه. این رشته برای اولین بار است که کارشناسی ارشد رابرگزار میکندشاید برای همین از هشت صبح تا هشت شب طول کشید.اگه اهل نوشتن باشید میفهمید توی چهل دقیقه نمایشنامه نوشتن یعنی چه آنهم برای امتحان باشد یا توی چهل دقیقه همان نوشته را روی کاغذ کارگردانی کنید وپشت بندش تست عروسک گردانی وسولفژواطلاعات موسیقی ویک مصاحبه ووقتی دیگر هیچ انرژی نداری تازه بنشینی وبساط پهن کنی وعروسک بسازی آنهم یک میمون خنگ و تمام مدت به این فکر کنی مگه میشه درطرح سوال نمایشنامه نویسی گاف داده باشند (دوستان تئاتری بهتر از من میدانند که تم ها در دنیای نمایشنامه نویسی تمام دنیا یک کلمه است ونه یک جمله.موضوع اصلی یک نمایشنامه یک جمله است که یا تم را اثبات میکند ویانفی میکندمثلا تم نمایشنامه مرگ فروشنده(تنهایی)است وموضوع اصلی آن:(تنهایی انسان را ویران میکند).و گاف طراح سوال این بوده است که:(با تم قدرت طلبی دوستی ها را از بین میبرد نمایشنامه عروسکی بنویسید) حالا یا طراح سوال تند تند همون صبح امتحان سوال روطرح کرده(که با بی نظمی های فراوان برگزارکنندگان آزمون که خود دانشگاه تهران بوداصلا چیز عجیب وغریبی نبود ...راستی شما تا حالا توی آزمونی که سازمان سنجش برگزار میکنه شرکت کردید که هر کی هرجا دلش میخواد بشینه!!!!البته ظریفی میگفت برای آزمون فرمالیته ای که قبول شدگانش از قبل معلوم  وشاگردان همان اساتیدی که آزمون برگزار میکنند هستندونماینده سازمان سنجش بی زبونی که فقط همینجوری آمده اینقدر مته به خشخاش نذار...بهتون نگفته بودم قبل از اینکه نتایج مرحله اول اعلام بشه از سازمان سنجش با من تماس گرفتند وخواستند که به اونجا برم اوایل اردیبهشت ومن به تهران رفتم من روبردند توی یک طبقه ای که آسانسور اونجا توقف نداشت وجایی که ّسردرش نوشته شده بود روان سنجی آزمونها من رو با یک همراه بردند داخل اونجا هیچکس با هیچکس صحبت نمیکرد وهرکه سرش توی لاک خودش بود من رو بردن توی یک اطاق ویکسری سوال راجع به برگزاری آزمون ارشد وبه خصوص آزمون نمایش عروسکی و...من همه پاسخها روباید مکتوب مینوشتم طاقت نیاوردم وخیلی مهربانانه اعتراض کردم گفتم این همه راه من رواز شیراز آوردید اینجا برای این سوالها اینها روکه تلفنی هم میتونستم پاسخ بدم من کلاس داشتم تعطیل کردم وقس الی هذا...اون وقت اون آقای محترم که گفت من آقای حسینی هستم به من شیرنی تعارف کرد ولبخندی زد وگفت مجبورم کردیدکه اینو بگم وگرنه نباید میگفتم شما جزء نفرات برتر ازمون امسال هستید که ما شمارو دعوت کردیم.گفتم من دوتا آزمون دادم عروسکی دیگه؟گفت:نه اون یکی آزمون یعنی کارگردانی.شما جای من باشی چکارمیکنید میپرید واون آقاروبغل میکنید وتامیتونید ماچش میکنید البته شانس آوردم که با یک آقا طرف بودم اگه خانم بود نمیتونستم هیجاناتم رو بروز بدم واگر بروز میدادم نمیتونستم انو اینجامطرح کنم. البته بروز هم ندادم فقط لبخند زدم ومیمیک آدمهای که از خوشحالی مات ومبهوت مانده روگرفتم وبه شیراز برگشتم(زیرمتن این اتفاقات یک موسیقی شاد حتما باید باشد)این ماجرا رو باکسی درمیان نذاشتم بجز اونهایی که پی گیردرس خوندن های من بودنددو هفته بعد آزمون ارشد کارگردانی دانشگاآزاد بود که چند ماه قبل سی هزارتومان پول بی زبون رو بابت ثبت نامش داده بودم .نمیخواستم به فاصله کوتاهی دوباره کلاسهام رو تعطیل کنم اونهم درست قبل از پایان ترم و واینکه تعطیل کردن هم دست خودم نبود باید به مدیر هنرستان رو میانداختم که نمیخواستم. به قولی(این به قولی با اون به قولی هایی که علی دایی میگوید هیچ فرقی ندارد) سهمیه ام تمام شده بود تازه شم شما جای من باشید واون خبر رو بهتون داده باشند بازهم بلند مشوید وکارتون رو تعطیل میکنید وهلک هلک میروید تهران آزمون دانشگاه آزاد میدهید که قبولیش مساوی میشه با پرداخت ترمی با اغراق دومیلیون شهریه ..بله من هم همون تصمیمی رو گرفتم که شما الان توی دلتون گفتید. نرفتم  و این شد دومین(هامارتیا)ی من(تا اینجا دوتا تعلیق دارید یکی اینکه هامارتیا چیه؟ودیگه اینکه پس اولین هامارتیا چی بود که حالا میگم دومی)

یک جامپ کات میزنیم به شب اعلام نتایج:حالا همه در تب وتاب وتکاپوی ورود به سایت سازمان سنجش هستند سایت هم راه نمیده وخلاصه بحران واز این حرفها من هم شما تصور بفرمایید یک چایی ریختم وباخیال راحت منتظرم که همه بروند ببینند من که...بله دیگه  نشدببینم  هم نشد...تک رقمیه دیگه(هامارتیای سوم)شمام جای من باشد خیلی بی خیال نمیشید خلاصه رفتیم نتایج رو دیدیم ودیدیم که ...دی...دی...دی...دیم...دیدیم(زیرمتن حتما باید موسیقی غمگین باشد)رتبه در ازمون عروسکی بیست ونه ودر آزمون کارگردانی سی وچهار!!!!!!!!!...!!!!!!!!!شما جای من بودید دوسطر علامت تعجب نمیگذاشتید.نه اون شب خوابم برد ونه فرداشب وشبهای دگر.هرچه تماس گرفتم با سازمان سنجش نتونستم اون آقای حسینی شیرینی تعارف کن روپیدا کنم تمرکزم رو تا دوهفته ای برای مطالعه نمایشنامه های معرفی شده از دست دادم زمان هم داشت از دست میرفت  خلاصه ریکاوری کردم ودوباره شروع کردم تا چند هفته پیش که دوباره به سازمان سنجش رفتم چند تا آقای حسینی دیدم که هیچکدام اون آقای حسینی شیرینی تعارف کن نبودند سرم وانداختم پایین ورفتم همون طبقه که آسانسور توش توقف نداشت وخیلی مرموز بود زنگ زدم تا در باز شد پریدم داخل که نگهبان جلومو گرفت وگفت هی هی آقا کجا کجا...هی آقاکجا کجا (اصلااشاره به اون ترانه ای که الان اومد توی ذهنتون نداره)  ماجرا رو در حال تعریف بودم براش که دیدم بیرون درهستم واون آقا منو بیرون کرده وصداش رومیشنوم که میگه ما اینجا اقای حسینی نداریم واینجام کسی نمیتونه بیاد که شما میگی من اومددر همون لحظه یه آقای مهربون از همون در خارج شد ونگهبان که ظاهرا اون هم مهربون بوده ومن نمیدونستم بهش گفت ببین این آقا که بیرون هست وه داره چرت وپرت!!!میگه مشکلش چیه(شماباشید راجع به خودتون این الفاظ رو درنگارش بکار میبرید یا مینویسید گفت اون آقا چی فرمودند)همه اینهایی رو که نوشتم برای اون اقا گفتم واون هی تعجب میکرد وچشماش گرد میشد وفک بالا به طرف طبقه هشتم وفک پایین به سمت طبقه ششم کشیده میشد ضمنن(مدونم تنوین میخواد اما نمیدونستم کدوم کلید با کدوم کلید میشه تنوین) من فهمیدم که زیر پوستی کنجکاوی ایشون هم تحریک شده چون نه به قیافم میومد که دروغ بگم (ازمنظر تیپ شناسی ارنست کرچ مر)وهم اینکه همون اول گفتم فرهنگی ام.خلاصه درو وا کرد من وجاکرد(اشاره به یک شعر فولکور دارد که آخرش اونهایی که میخونن مجبورند از کلمات بی تربیتی استفاده کنندمن هم تا آخرش رو هیچ وقت نشنیدم ولی میدونم اولش اینه: رفتم به در شمس العماره...همون جایی که دلبرخانه داره...زدم برحلقه در ...یارم اومد دم در)کجا بودیم ...آره من وبرد داخل وگفت کدوم اطاق من هم نشونش دادم درب زد وبا احترام وکسب اجازه وارد شد وجمله اش رو اینجوری شروع کردببخشیدآقای دکترموقع نهار خوردن مزاحمتون شدم(اخه دیگه سر ظهر بود ووقت نماز)بقیه اش رو دیگه نشنیدم چون درب روبستند دیگه(هامارتیا)ی اون دفعه که بهم گفتند نفر برتر شدی رو تکرار نکردم و سریع (میخواستم بنویسم فورن سر همون قضیه تنوین اینا ننوشتم)ام پی فر رو روشن کردم دکمه ضبط صدا روزدم ودوباره گذاشتم توی جیبم در عین حالی که همه ما لازمه بدونیم که صدا در دادگاه مدرک محکمه پسندی محسوب نمیشه وقاضی نمیتونه بهش استناد کنه من هم به این منظور نمیخواستم عمل پنهانی من به دو منظور بود.۱-برای اینکه حداقل جلو اون چند نفری که منتظر رتبه برتری من بودن وقبولی در دانشگاه خیلی خجالت زده نشم۲-برای ثبت در شجره نامه در ختی که دخترم نگار به نوه ها ونتیجه ها ونبیره ها وندیده های من بگه اینکه خاک سیهش بالین است...یک زمانی رتبه برتر بوده است (کارمشترکی بود از من وپروین اعتصامی)درب اتاق اقای دکتر بازشد وایشون به همراه اوشون(اقا مهربونه که حرفمو گوش داده بود)بیرون اومدن.آقا دکتره که ما مزاحم نماز خوندنش...ببخشید نهار خوردنش شده بودیم(بخواهید دراتمسفر هم قرار بگیرد اون روز دوشنبه ای بود که آخر هفته اش آزمون کنکور دولتی برگزار میشد واگه کسی از پل کریمخوان به ساختمان سازمان سنجش نگاه میکردتکانهای ساختمان در تب وتاب قبل از کنکور رو به چشم سر میدید.آقا دکتره گفت منو میشناسی گفتم نه یعنی تو تلوزیون دیده بودمش ولی نمیدونستم کیه گفت شما که منو نمیشناسی چطور میگی اومدی تو این اطاق...گفتم اون روز که من اومدم یه آقای دیگه ای بودوقس الی هذا..در گوشی پچ پچ کردن وگفت عجیبه بروید طبقه سوم حراست شاید به اونجا مربوط میشه(من جای شما بودم ده سطر قبل خوندن رو ول میکردم آخه متن هم اینقدر طولانی اگه میخوای خواننده داشته باشی چخوف وار بنویس خلاصه نمیکشوندم تا آخرش بخونم بعد هم تو نظراتم مینوشتم متن زیبای شما را تا آخر خواندم خیلی ادیبانه بود به خصوص آنجا که(یه دوسطری هم کپی پیس میکردم.ودرود بازهم به من سر بزنیدو..موافق با تبادل لینک واز این حرفها)چخوف وار:من در طبقه سوم از لای یه در همون آقا شیرنی تعارف کن رو دیدم وگفتم ایشون آقای حسینیه مطمئن هستم .اون آقا گفت ایشون آقای طالبی هستند رفتیم پیشش و سوالی رو که توی گلوم مانده بود روپرسیدم وجوابی نداد غیر از اینکه رتبه ۳۴ برتره دیگه. من گفتم توی عروسکی که ۲۹ شدم اون که از این برترتره پس چرا شما به اون اشاره نکردید بعدشما از یک تا سی وسه رو برتر حساب نکردید عدل باید من رو از شیراز میکشوندید اینجا که کارم رو تعطیل کنم ونروم آزمون دانشگاه بدم تمرکزم رو از دست بدم و...اتازه اصلا شما آقای طالبی هستید نه حسینی آخه آدم این تناقضات روباورکنه یادمب خروس رو واون رفت ومن رو پاس دادبه رییس شون ظاهرا(تنوین)... واون خیلی مهربانانه سی چهل دقیقه وقتش رو گذاشت وبا من حرف زد وحتی گفت نهار رو امروز میهمان سازمان سنجش باشید حتما از همون نمازی...ببخشید نهاری بود که اون آقای دکتر میخوردواینکه دوستان ما کلام رو بد منتقل ویا منعقد کردن وآرزوی قبولی برای من وتاسف از اینکه چرا نرفتم اون آزمون دانشگاه آزاد روبدم. من ظاهرا از اونجا قانع شدم وبرگشتم ولی هنوز احساس میکنم اون سوال سرجای اولش هست وبرای همین توی آزمون سلفژ پنجشنبه تولد تولد تولدت مبارک رو غمگین خوندم.

به سوالات مطروحه زیر بدون مرور کردن دوباره نوشته پاسخ دهید؟

۱-هامارتیاچیست؟

۲-درکدام طبقه از سازمان سنجش  اون خبر بد که اولش خوب بود روبه من دادند؟(راهنمایی:ازطریق فک اون آقا ومحاسبه به عدد مورد نظر دست خواهید یافت)

۳-شعرپروین اعتصامی رو کامل کنید؟(اشتباها اون شعر فولکور رو کامل نکنید که به تعطیلی بلاگفا منتهی میشود؟

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 10:42 | شنبه 26 تیر1389 •

یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز...

پاییز سال ۸۰ بود که برای دیدن نمایش گفتا خموش حافظ رفتیم .کاری بسیار جذاب همراه با موسیقی زنده وتعداد زیادی بازیگر یک غزل به تمام معنا همانند تمای شعرهای حافظ در پایان نمایش بازیگر نقش حافظ از تماشاچیان میخواست که نیت کنند وسپس اوراق دیوان حافظ را در هوا پراکنده میکرد نمایش اینگونه به پایان میرسید وتماشاگرانی که نیت کرده بودند فالی میگرفتند.دوران آشنایی با همسرم بود ودیدن این نمایش هدیه ای به او نیت کرده اما هیچ کدام از غزل های حافظ سهم ما نبودوهرچه تلاش کردیم دست ما کوتاه بود وخرما برنخیل ودیگرانی که به فال رسیده بودند مسرور از سالن خارج میشدند دربین همه کودکی از جلو ما گذشت که در دستانش چندین غزل شتابان خارج شد وحسرتی وصف نا شدنی همراه با اندکی دل شکستگی فال ما بود از آن شب........

چهار سال بعد من عضوی از آن گروه بودم وپس از ماهها تمرین به شبهای اجرای نمایش خسرو شیرین وفرهاد نزدیک میشدیم.لباسی که طراح لباس برای من در نظر گرفته بود از آرشیو لباسها بود که پوشیدم تا کارگردان نظر نهایی را بدهد .ردایی بود ترمه همراه با حاشیه هایی زر بافت وبسیار زیبا دستانم را در جیب آن فرو برده ودر آینه خود را تماشا میکردم که دستم با چیزی برخورد کردآنرا بیرون آوردم یک بسته از اوراق دیوان حافظ کامل کامل این لباس همان لباسی بود که حافظ میپوشید ودلشکستگی آن شب مرا رسانده بود به یک دیوان حافظ همان که سالیان پیش از این من آرزوی یک ورق از آنرا کرده بودم کارگردان همه آنها رابه من بخشید بسته را به همسرم نشان دادم برق شگفت زدگی از این ماجرا در چشمانش بود از او خواستم از میان تمام آنها فالی که انتظارش چهار سال طول کشیده بود را بگیرد.

یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز...

پ ن:------------------------------------------------------------------------------------------------

-تبریک بهار با تاخیر

-روزهای آخر اردیبهشت بایک خبرهیجان انگیز به روز میشوم لطفا جدی بگیرید ...این تعلیق مثل تعلیقهای قبل نیست.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:8 | یکشنبه 5 اردیبهشت1389 •

منابع آزمون تشريحي رشته‌ي كارگرداني

منابع آزمون تشريحي رشته‌ي كارگرداني (كد 1357) درس تجزيه و تحليل نمايش‌نامه براي داوطلبان مجاز به انتخاب رشته‌ي كارگرداني (كد 1357) آزمون تحصيلات تكميلي (دوره‌هاي كارشناسي ارشد ناپيوسته داخل) سال 1389 به شرح ذيل مي‌باشد:
1- اولئانا، 2- مرگ دانتون، 2- مرغ دريايي، 4- مرگ فروشنده، 5- مده، 6- گربه روي شيرواني داغ، 7- گوشه‌نشينان آلتونا، 8- دو حكايت از چندين حكايت رحمان، 9- جاده‌اي بسوي كعبه، 10- بسوي دمشق، 11- بيرون جلوي در، 12- رمئو و ژوليت.
به ترتيب نوشته‌هاي:
1-‌ ديويد ممت، 2- هانس گئورگ بوخنر، 3- آنتوان چخوف، 4- آرتور ميلر، 5- ژان آنوي، 6- تنسي ويليامز، 7- ژان پل سارتر، 8- عليرضا نادري، 9- آئول فوگارد، 10- آگوست استريندبرگ، 11- ولفگانگ بورشرت، 12- ويليام شكسپير.
!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:11 | شنبه 4 اردیبهشت1389

در باب هنرنمایش

 نکاتی درباره هنرنمایش که فکر میکنم حتی برای افرادی که گرایش تخصصی به این هنرندارند هم جالب باشد.بخونید ببینیدنظرشماچیه؟

-اریک بنتلی تئاتررااینگونه تعریف میکند:الف در نقش ب درحالی که ج آنها را تماشا میکند.

-مولیر کمدی نویس فرانسوی هنگام بازی در نمایشی از خودش به نام طبیب اجباری روی صحنه نمایش از دنیا رفت.آکادمی هنر فرانسه یکسال قبل از مرگ وی به او پیشنهاد عضویت درآن آکادمی را می دهدبه شرطی که مولیر از حرفه بازیگری کناره گیرد واین حرفه را نکوهش کند که او با قاطعیت این پیشنهاد را رد میکند.

-سرداران رومی نمایش را به عنوان غنیمتی جنگی ازیونان با خود به روم بردند علاقه آنها به نمایش تاحدی شد که بعد از نان نمایش دومین مشغله فکری آنها شد.

-دربریتانیاهرسال پنج میلیون بیش از تعدادیکه به دیدن مسابقات فوتبال میرونددرسالنهای نمایش به تماشای تئاتر می نشینند.

-باظهور مذهب مسیح وپس از اینکه کنستانتین قیصر روم مذهب مسیح را پذیرفت نمایش ممنوع اعلام میگردد(البته اهالی هنر نمایش بیکار ننشستند)ونمایش از درون خود کلیسا واز تحول مراسم عشاء ربانی دوباره پدیدار گشت.

-در دوران شکسپیر مردم میگفتندبه تئاتر میروند تا آنرا بشنوند نه اینکه ببینند.شکسپیر برای تئاتری مینوشت که صحنه ای روباز داشت یعنی سقف نداشت واز نور خورشید استفاده میکرد.

-پیترشومان بنیانگذار گروه نان وعروسک هنگام اجرای نمایش هایش در میان مردم. نانی را که خودش پخته بود بین آنها تقسیم میکرداو اعتقاد داشت تئاتر مثل نان یک ضرورت است او میگفت تئاتر شکلی از مذهب است.

-مارتا گراهام مبتکر تکنیکی رقص میگوید من یک دزد هستم واز این شرم ندارم من بهترین را از هر کجا باشد سرقت میکنم از افلاطون از پیکاسو... او میگوید وقتی کلمات نارسا هستند به حرکت نیاز است.شالوده تمام رقص ها چیزی عمیق دردرون ماست.

-مارتا گراهام میگوید هنگامی که به مشکلی بر میخورم به کارگاهم میروم در را میبندم وآنقدر میرقصم تا راهی برای آن مشکل پیدا کنم.

-اجرای کوهستان کا(۱۹۷۲)جاه طلبانه ترین اثر رابرت ویلسن هست که روی هفت کوهستان برگزار شد وهفت شبانه روز به درازا کشید.(شما چطورید با دیدن یک نمایش که هفت شبانه روز به درازا میکشه اونم توی کوهستان؟)این اجرا در جشن هنر شیراز برگزار گردید.

-تماشاگران ژاپنی مایلند تا شش ساعت صرف تماشای یک نمایش کابوکی نمایند.

-ویل دورانت میگوید من هیچ کس را نمیشناسم که برای نابغه شدن بهایی سنگین تر از یوجین اونیل(نمایشنامه نویس امریکایی)پرداخته باشد.

پ ن...........................................................................................................................

امیدوارم کمی  بیش تر از قبل به تئاتروتماشای یک تئاترخوب علاقمند شده باشید حداقل به اندازه دوازده مطلب تئاتری.شماچطورید با گهگاهی نوشتن از این مقوله به این شکل

طرفدار هرکدوم از گرایشهای انتخاباتی باشید باز هم براتون جالبه چند اثر نقاشی از مهندس میر حسین موسوی مربوط به سالها قبل ببینید.اینطورنیست؟پس این تعلیق باشه تا پستهای بعد.

 

 

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 11:12 | سه شنبه 22 دی1388 •

اختتامیه بیستمین جشنواره تئاتر استانی فارس

مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره تئاتر استانی فارس با حضور هیات داوران جشنواره متشکل از دکتر مسعود دلخواه، مسعود موسوی، عبدالحی شماسی، میلاد اکبرنژاد و علی ثابت مدیر‌ فرهنگی ادبی اداره ارشاد و دیگر اهالی تئاتر‌ در مجتمع فرهنگی هنری حافظ برگزار شد.
نتایج برگزیدگان جشنواره در بخش‌های طراحی صحنه، نمایشنامه، بازیگری، پوستر و بروشور، نور، گریم، موسیقی و طراحی لباس به شرح زیر است:
پوستر و بروشور:   
جایزه سوم: اسماعیل سعیدیان برای نمایش"شب نامه" از آباده
‌جایزه دوم: پژمان صفریان برای نمایش"پرنده گیتار" از شیراز
‌جایزه اول:‌ پریا لاریان برای نمایش"پرسه‌های موازی" از شیراز
طراحی نور:
جایزه دوم: کمال هاشمی برای نمایش"درهای نیمه باز" از شیراز
جایزه اول: حسام شیخ الحکمایی برای نمایش"ورسیون اول زندگی در سال صفر" از شیراز
گریم:   
جایزه دوم: لیلا زارع برای نمایش"زیر زمین" از شیراز
‌جایزه اول: نازی اسفندیاری برای نمایش"زندگی در سال صفر" از کازرون
موسیقی:
جایزه سوم : ایمان اکبرپور برای نمایش"خدای مورد نظر در دسترس نمی‌باشد" از شیراز
جایزه دوم: مهدی امین لاری برای نمایش"منظومه شخصی" از شیراز
جایزه اول: علی سینا رضا نیا برای نمایش"پشت پرده" از آباده
طراحی لباس:
جایزه سوم: زهرا فیلی برای نمایش"منظومه شخصی" از شیراز
جایزه دوم: علی محمد مطهری‌پور برای نمایش"پشت پرده" از آباده
جایزه اول: آتوسا قاضی برای نمایش"اتاق پرو" از شیراز
طراحی صحنه:
جایزه سوم: مهدی و هادی زارعی برای نمایش"خدای مورد نظر در دسترس نمی‌باشد" از شیراز
جایزه دوم: مقداد محمدی نژاد برای نمایش"مجلس ترحیم موجودی که‌..." از شیراز
جایزه اول: سعید حسن لو برای نمایش"پرسه‌های موازی" از شیراز
متن‌:
‌تقدیر از مجتبی حسینی برای نمایش"مرگ موش" از قیر و کارزین
‌جایزه سوم: ‌پیام لاریان برای نمایش"پرسه‌های موازی" از شیراز
جایزه دوم: کمال هاشمی برای نمایش"درهای نیمه باز" از شیراز
بازیگری زن:
‌تقدیر از لیلا زارع برای نمایش"اتوپیایی مشکوک" از شیراز
‌جایزه سوم: ‌رضوان کاظمی برای نمایش"شب نامه" از نور آباد
‌جایزه دوم: ‌نسترن آزاد برای نمایش"زیر زمین" از شیراز
‌جایزه اول:‌ شیوا فلاحی برای نمایش"درهای نیمه باز" از شیراز
بازیگری مرد:
‌از ‌حسین قهرمانی برای نمایش"داستان نوستالوژیک مردی که ..." و خالق استواری برای نمایش"اتاق پرو" هر دو از شیراز تقدیر به عمل آمد.
‌جایزه سوم: محمد کارت برای نمایش"اتاق پرو" از شیراز
‌جایزه دوم: به طور مشترک به ایمان دبیری برای نمایش"اتاق پرو" و ‌عبدالرحمان هوشیار برای نمایش"درهای نیمه باز" هر دو از شیراز اهدا شد.
‌جایزه اول: محمد مطهری‌پور برای نمایش"زیر زمین" از شیراز
کارگردانی:
از پیام لاریان برای نمایش"پرسه‌های موازی" و محسن مقامی برای نمایش"پشت پرده" هر دو از شیراز و محمد‌جواد صادقی برای نمایش"مرگ موش" از قیر و کارزین تقدیر به عمل آمد.
‌جایزه سوم: کامران حسینی برای نمایش"اتاق پرو" از شیراز
‌جایزه دوم: به طور مشترک به کمال هاشمی برای نمایش"درهای نیمه باز" و نسترن آزاد برای نمایش"زیرزمین" هر دو از شیراز اهدا شد.
‌جایزه اول: مجتبی نظری برای نمایش"ورسیون اول زندگی در سال صفر" از شیراز
کارهای برگزیده:
‌رتبه سوم:  نمایش"زیرزمین" به کارگردانی نسترن آزاد از شیراز
رتبه دوم: نمایش"درهای نیمه باز" به کارگردانی کمال هاشمی از شیراز
رتبه اول: نمایش"ورسیون اول زندگی در سال صفر" به کارگردانی مجتبی نظری از شیراز

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 22:41 | سه شنبه 10 آذر1388 •

فرصت شمار صحبت

فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل           چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن

حال وهوای خاص امروز باعث شد وقفه عدم نگارش در پاپیروس از این طولانی تر نشود .هشتم آبان هشتادوهشت ولادت امام هشتم وبزرگداشت قیصر امین پور که  سروده هایش بیانگر آسمانی بودن شاعرش بودند ودومین سالگرد تولد پاپیروس که پاپیروس قدردان لطفها ومحبتهای دوستانش هست در این دنیای پررمز وراز الکترونیکی.

اصلی ترین علت غیبت کمی تا قسمتی طولانی ام  دراین مدت علاوه بر شروع سال تحصیلی وشیوع آنفولانزای نوع آ(میدونید که این روزها همه مشکلات وتقصیرها به گردن آنفولانزاست)سفارشی بود برای طراحی واجرای دکور برنامه کودک شبکه استانی دنا(مرکزیاسوج) که انجام شد.درصورتی که دسترسی به دیدن شبکه های استانی دارید روزهای زوج وجمعه ها ساعت۱۸ این برنامه درحال پخش است ببینید ونظرتون رو راجع به دکور برام بنویسید .تصویربخشی از دکور رادرابتدای پست مشاهده میکنید.

   

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 16:29 | جمعه 8 آبان1388 •

حالتی رفت که محراب...

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 10:55 | پنجشنبه 26 شهریور1388 •

روح تلخ شيشه اي

روح آبگوشتي

از پله هاي آتليه بالا مي روم تا چند ساعت ديگر به خاطرطراحي كه گريموربراي صورتم انجام داده بايد هم موهايم راكوتاه نمايم وهم صورتم را اصلاح كنم سخت است ديگر‘دل كندن از چيزهايي كه داري وبا آنها زندگی کرده اي چه يك پرنده باشدچه يك كتاب وچه ظاهري كه سالهايت راباآن سپري كرده اي‘در اعمال حج تقصيرهمين است ديگروسخت‘ براي همين به اتليه مي روم تا هادي(ازهنرجوهاي سالهاي پيش ودوست اكنون)سختي هاي آنرا آسان تركند.فلش پشت فلش... تمام رخ... نيمرخ و...وثبت لحظه اي از من بر روي صفحه هاي مغناطيسي دوربين... واكنون... من عكسها راتماشا ميكنم وآینه كه ...آيا اين هردو من هستم هردو تصويرنمادي ازمن است وبه اين فكر ميكنم اگرخدا بديهاي آدمها را درچهره نمود ميداد هم اينگونه به عكسهايمان خيره ميشديم‘سعي ميكنم روحم را بدون روتوش ببينم...بايد بهتر باشم.امانت است ديگرفكر كنيد رماني را ازشخص محترمي كه نويسنده كتاب هم هست امانت گرفته ايد بر اثر بي دقتي آبگوشت رويش ريخته ومي خواهيد به صاحبش باز گردانيد...پس بايد مواظب باشم روحم آبگوشتي  نشود.

پ ن:پرتره نگارهم از عكس بي نصيب نمی ماند. 

تصميم تلخ

ازپله هاي سالن صفرچهار به پايين ميروم باد هم در راهرو هاي روبه پايين كوران ميكندبه دنياي وهم وخيال ميروم در هر گوشه سالن دكور برنامه اي بر پاست تا چند روز ديگرهمه اينها جمع ميشود ودكور تله تاتربرپا ميشود‘شروع تعطيلات همراه بود با آغازتمرينهاي كار...درچه موقعيت بدي قرار گرفته ام در ميان چيزهايي كه دوستشان دارم ...ازيك طرف نقشي خوب ودشواردر يك تله تاتر وتجربه اي دلنشين وازطرف ديگرمرحله نهايي آزمون كارشناسي ارشد كه برايم بسيار مهم است...تصميمم را ميگيرم با كارگردان تماس گرفته وانصراف خود را اعلام ميكنم به بيست وچهارساعت نميكشد كه راضي ميشوم وتصميمم عوض ميشود‘الان ده روزميشود كه ضبط كار تمام شده ومن از تصميمي كه گرفته ام پشيمان نيستم.

پ ن:تصميم تلخ نام اوليه تله تاتربودكه تغيير يافت.

باغ وحش شيشه اي

اينجا ديگر پله اي نيست كه بالا وپايين بروم قدم ميزنم ...موبايل ووسايل اضافي را تحويل ميدهم ورسيد ميگيرم دستم را در جيبهايم ميكنم كه پراز خودكار است وبه سمت سالن ميروم‘تمام نمايشنامه ها راخوانده ام به سه دسته تقسيم ميشوندتعداد كمي كه از آنها گريزان هستم(کپنهاك ‘درد خفيف‘...)برخي رابسياردوست دارم(خاطره دو دوشنبه‘گاليله‘باغ وحش شيشه اي‘پلكان‘مرگ ودوشيزه...)ودسته سوم آنهاكه نميدانستم سوالهايشان با من چه ميكننداما فارغ ازهمه اينها مثل مرحله اول همين آزمون وآزمون دانشگاه آزاد خيلي بااعتمادبه نفس هستم.درباره آزمون دانشگاه آزادكه گفته ام رتبه ام زير بيست ميشود(البته اميدوارم تاشهريورماه يادتان برود راجع به رتبه ام چي گفتم) سوالات تشريحي است از بلند گوكه اعلام ميشودخم ميشوم ودفترچه را بر ميدارم وبه اين فكر ميكنم كه اگركسي هنگام برداشتن سوالاتش ولو بشود وسط سالن چگونه آزمونش رابه پايان خواهدرساند.برخلاف تصور من سوالات فقط از يك نمايشنامه بود وآنهم "باغ وحش شيشه اي"آنقدر مينويسم كه الان فكر ميكنم برخي چيزهايي كه نوشته ام اطلاعات مصحح اوراق را هم زياد ميكند وبراي معلومات عمومي اش هم خوب است(همه اينها را تا شهريور فراموش كنيد يه وقت نپرسيد نتيجه چی شد بعد بگوییداينقدرخالي بستي قبول هم كه نشدي!)

پ ن:براي اولين بار در اين مدت به مجموعه تاتر شهر ميروم ونمايشي نميبينم.

------------------------------------------------------------------------

كسي كه مثل هيچكس نيست

كسي مي آيد ...  كسي ديگر كسي بهتر...  كسي كه مثل هيچكس نيست...

ومن چقدر دلم ميخواهد دور ميدان محمديه بگردم...

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 22:35 | پنجشنبه 15 مرداد1388 •

مرگ ودوشيزه جوان

در ميان التهابات وهيجانهاي روزهايي كه سپري شد خيلي دشوار بود كه بخواهم  تمركزم رافقط روي مطالعه  نمايشنامه هايي كه سازمان سنجش معرفي كرده قرار دهم تمرينهاي تله تاترهم  بود به هرحال فرصت ما اندك واسمان هم كه باراني بالاخره چاره اي جز تقسيم نيست در زماني كه تب وتاب وب نويسي هم بالا بود گوشه نشيني ومطالعه وتمرين والبته گوشه ‌چشمي هم به  اخبارودلشوره ونگراني را اختيار كرده  در به در هم به دنبال نمايشنامه هايي كه  در كتابخانه ها وكتابفروشي ها ي شيرازپیدا نميكردم بودم تا اينكه  به يكي از انها يعني مرگ ودوشيزه جوان  دست پيدا كردم اثري از اريل دورفمان. اينكه  دقيقا يكي از فيلمهاي اخير ساخته شده ايراني كپي  برابر اصلي ازمتن بودبدون ذکرنام آن  بماند.اما يادداشتي از نويسنده  در انتها مربوط به سال1991انقدر به روز بود كه دريغم امدخلاصه اي از انرا با كمبود وقتي كه دارم  در وبلاگ قرار ندهم0

000ايلوين ريس جمهوري كه به جاي اگوستو پینوشه قدرت را در دست گرفته بود در ميان دو جريان قرارداشت:كساني كه خواستار دفن تمامي دوران گدشته بودند وكساني كه خواستار افشاي كامل ان بودند0مسيري مبتني براحتياط ودورانديشي ولي متهورانه در  پیش گرفته بود000من در انزمان واكنون نيز بيش از هميشه بر اين باورم كه يك دموكراسي شكننده تنها با افشاي تمامي ماجراها,غصه ها واميدهايي كه در درونش نهفته است قوام واستحكام مييابد وبا پنهان كردن صدمه هايي كه بر ما وارد شده نميتوانيم مانع از تكرار ان شويم0000بسياري از مردم شيلي درخلوت از خودمي پرسيدند:شكنجه گران وشكنجه شده گان چگونه ميتوانند دريك سرزمين ودر كنار هم زند گي كنند؟‌ چگونه ميتوان كشوري را التيام بخشيد كه از سركوب اسيب بسيار ديده وترس ازفاش سخن گفتن بر همه جاي ان سايه افكنده است؟ وانگاه كه دروغ ‌ گويي تبديل به عادت شده چگونه ميتوان به حقيقت دست يافت؟ چگونه ميتوانيم گذشته را زنده نگه داريم بي انكه اسير ان باشيم؟ چگونه انرا به فراموشي بسپاريم بي انكه بيم تكرارش دراينده وجود داشته باشد؟ ايا فدا كردن حقيقت براي تامين وتضمين صلح وارامش كار درستي است؟ وعواقب سركوب اين گذشته چيست وكدام واقعيت را در گوش ما زمزمه يا فرياد ميكند؟اگر خطر مداخله نظامي مردم را تهديد نميكند ايا انقدر ازاد هستند كه درپی عدالت وبرابري باشند؟وايا با اين اوضاع واحوال ميتوان از خشونت پرهيز كرد؟همگي ما در قبال كساني كه بيشترين رنجها را متحمل شده اند تا چه حد مسئوليم؟ وشايد بزرگترين معضل اين باشد كه چگونه بايد با اين مسائل مواجه شويم بي انكه وفاق ملي را كه خود موجب قوام و پايداري دموكراسي ميشود خدشه داركنيم؟پیامهاي بسياري كه از رسانه هاي گروهي سرگرم كننده پخش ميشوند, پیوسته به ما اطمينان ميبخشند كه براي اغلب مشكلاتمان پاسخهاي ساده وحتي سهل الوصول وتسلا بخش وجوددارد0 چنين راهكارهاي زيبايي شناسانه اي به نظر من نه تنها تجربه بشري را تحريف وبه ان پشت ميكند بلكه درباره هر كشوري كه دوره تعارضات ودرى ورنجهاي عظيم را از طى كرده باشد نتايج مخربي را براي جامعه به همراه دارد ورشد وبالندگي انرا متوقف ميسازد0

                                                         آریل دورفمان    

                                                       سپتامبر۱۹۹                                       

                                                                                          

         

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 16:6 | شنبه 13 تیر1388 •

منابع آزمون تشريحي رشته كارگرداني

منابع آزمون تشريحي رشته كارگرداني (كد1357) درس تجزيه و تحليل نمايش نامه اعلام شد

 

منابع آزمون تشريحي  داوطلبان مجاز به انتخاب رشته كارگرداني (كد1357)در آزمون تحصيلات تكميلي (دوره هاي كارشناسي ارشد ناپيوسته داخل )سال1388  به شرح ذيل است :
1- آمادئوس، 2- كپنهاك، 3- باغ وحش شيشه‌اي، 4- خاطره دو دوشنبه، 5- درد خفيف، 6- آنتونيوس و كلئوپاترا، 7- گاليله، 8- دوشيزه ژولي، 9- پلكان، 10- مرگ و دوشيزه جوان، 11- خرده جنايت‌هاي زن و شوهري، 12- پيوند خوني

به ترتيب نوشته‌هاي:

1-‌ پيتر شپر، 2- مايكل فرين، 3- تنسي ويليامز، 4- آرتور ميلر، 5- هارولد پينتر، 6- ويليام شكسپير، 7- برتولت برشت، 8- اگوست استريندبرگ، 9- اكبر رادي، 10- آريل دورفمان، 11- اريك امانوئل اشميت، 12- اتول فوگارد

 

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:27 | شنبه 9 خرداد1388

فیلمنامه تهران واون آقای محترم

سکانس اول -روزخارجی-تاترشهر

تصمیم دارم بعداظهرم را درباغ فردوس بگذرانم وسری هم در ظهیر الدوله به فروغ بزنم واز آنجا به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم که دیدن رویاهای خلیج فارس که آخرین اجرایش همان روز است نمیگذارد .اردلان هم که برای آزمون آمده می آید .بامحسن(پسرخاله ام)هم که برای گرفتن تخصصش تهران هست تماس میگیرم هفده سال میشود درست وحسابی ندیدمش تمام عیدهای کودکیمان که او هنوز با تمام جزییاتش به خاطر داردرا باهم به سیزده رسانده ایم .او  با همسر وهستی اش می آیند وهوای غربت را از سرم میبرند. به خاطر هستی اش که شش سال دارد از بالکن اجرا را میبینیم.ترکیب بندیها ومیزانسن های کاری با نزدیک به چهل بازیگر هم از لانگ شات دیدن دارد.

سکانس دوم-داخلی-مترو

آداب مترو را از اردلان  فرامیگیرم.ایستگاه مصلی پیاده شده ودر دریای کتاب غرق میشویم

سکانس سوم-پلکان خروجی نمایشگاه کتاب

در حال خارج شدن از نمایشگاه هستیم آدمی را نمیبینم که دست خالی باشد همه با کوله باری از کتاب اردلان هم.اما از زاویه دید آنها که بنگریم یکنفربی کتاب در حال خروج است موجهای خروشان کتاب او را با خود نبرده است اردلان هم تصویر دستهای بی کتاب را در اینسرت میبیند.در پلان آخرنمایشگاه از غرفه ای که سی دی شب به خیر کوچولو را ارائه میدهد چند سی دی برای نگار تهیه میکنم حالا من هم دست خالی نیستم با خود میگویم عصر تکنولوژی است دیگر

سکانس چهارم-داخلی-خارجی-شب-روز

اصلا با خودم قرار گذاشته بودم که این چند روز را در خلوت تنهایی به مطالعه بپردازم خلاصه نویسی هایم سطر به سطر در حال رژه رفتن هستند .پلکهایم سنگین میشود نمیدانم خوابم یا بیدار اما هر چه هست انگارسوار مترو هستم اردلان هم نیست با خود میگویم کاش تمام چیزهایی که گفته بود را یادداشت کرده بودم.ازهیاهوی جمعیت هم خبری نیست حتما نمایشگاه به اتمام رسیده است.تمام ایستگاههارا پیاده میشوم  انتهای تمام ایستگاهها به تاتر شهر ختم میشود.

سکنس پنجم  به بعد-داخلی -خارجی....

-ساعت چهارعصر هنوز گیشه فروش بلیط باز نشده است.نفر سوم هستم توی فکرم دارم محاسبه میکنم که آیا میتوانم ساعت شش ونیم نمایش عروسکی علی بابا و...ببینم هشت هم کشتی شیطان کار آتیلا پسیانی که رهگذری  ازخیالات بیرونم می آورد.

اون:ببخشید میتونم باهاتون صحبت کنم

(اون مردی است با لباس جین با دکمه های باز وکلاهی بر سروسن حدود چهل و...)

من:...بله بفرمایید

اون:(اشاره میکند که از صف خارج شوم)می خواستم ببینم شمامیتونید به من کمک کنید

من :امیدوارم

اون:راستش من با تلویزیون کار میکنم میخواستم ببینم...(به این فکر میکنم که کسانی هم بودند که اینجوری هنر پیشه شدند با دقت بیشتری نگاه میکنم ببینم اون(که از این به بعد با نام اون آقای محترم  ازشون نام میبرم) شباهتی به ایرج قادری دارند یا نه...

اون آقای محترم:من یک طرحی رو برای تصویب به تلویزیون ارائه دادم میخواستم بینم شما...

من:(خودشه مگه شانس چه جوری به بقیه رو میکنه ولی خوب این آقای محترم کی میتونه باشه بهتره بگم اول باید فیلم نامه رو بخونم...یا نه باید با مدیر برنامه هام صحبت کنه ...آخه مدیر برنامه از کجا بیارم توی این دیار غربت...اردلان... آهان اردلان خوبه...ولی نه... محسن بهتره تازه آقای دکتر هم هست نمیگیم دکترای چی.....نه اصلا بهتره شماره بگیرم بگم باید با برنامه هام  تداخل نداشته باشه مثلا بگم با سفر کاری که که به خارج دارم تداخل نداشته ....)

اون آقای محترم:حواستون به منه

من:بله بله (اما حواسم که اصلا به اون نبود ه نفهمیده بودم که اون ...ببخشید اون آقای محترم چی گفته بود)اما میشه دقیق تر منظورتون رو بگید

به علت احترام به تعلیق وانگیزه برای دنبال کردن فیلم ...چی دارم میگم... دنبال کردن مطالب ادامه ماجرای واقعی من واون آقای محترم در پایان پست آورده میشود.

-ادامه:اون روز دو نمایشی که تصمیم داشتم رو تماشا کردم شب هم درس ومطالعه رو رها کردم(نه تا حالا خیلی خونده بودی)وشب رو با محسن گذروندم که هستی اش با قطار به کرمان رفته  وتنهاییش شروع شده بود تا دل شب هم حرف وخاطره وگذشته

-صبح آزمون سوار ماشینم اردلان هم تا حالا چند بار تماس گرفته که کجایی پسر.آخرین تماسش رو هم میگیره که ما داریم میریم سر جلسه بشینیم.ازراننده سوال میکنم که چقدر دیگه مونده ...ده دقیقه!...با خودم فکر میکنم اگه به موقع نرسم وآزمون رو از دست بدم چی...که یاد اون آقای محترم(این اشاره برای این هست که تعلیق دوباره در ماجرا حضور پیدا کنه هرچند تعلیق نرسیدن به آزمون که سه چهار روزه به خاطرش تهران هستم خیلی قوی تر هست)

-ساعت یازده است از جلسه آمدم بیرون ومنتظر. اردلان هم می آید تاکسی میگیریم تا برسیم هم غلط غولوط هامون رو چک میکنیم خدا رو شکرفکرمیکنم خوب برگزار شد.

-نمایشگاه کتاب هم دوباره میروم اما اینبار با دست پر باز میگردم با چند کتاب عالی راجع به نقاشی 

-گلنار:(به اون آقای محترم درفیلم دخترلر)تهرون تهرون که میگن جای قشنگیه

 

پ ن:اون آقای محترم طرحی رو به تلویزیون داده بود واز من میخواست که کسی رو سراغ دارم که نویسنده خوبی باشه تا طرحش که تصویب شده رو براش بنویسه که من هم گفتم نه...ولی دیگه سعی نکردم توی چهره اون آقای محترم به دنبال ایرج قادری بگردم آخه من هم نه شباهتی به هنرپیشه های معروف دارم ونه مسیرکارم رو اینجوری برای خودم تعریف کردم.(البته این نه گفتن رو با اندکی اغراق ومطایبه تعریف کردم برای همون تعلیق واینجور چیزها دیگه)

پ ن) :فردوسی جون امروز روز شماست ببخشید که ازکلمات عربی هم استفاده شد.

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 22:40 | جمعه 25 اردیبهشت1388 •

آسمون ریسمون اردیبهشتی

سفرنامکی از اهواز نوشته بودم اما تبدیل به حروف تایپی وپست جدید نشد به هر حال نمایش اجرا واستقبال خوبی داشت هر چند همیشه بهتر از این که هست هم میشود فعلا گروه در حالت سکوت وسکون قرار دارد, هرچند در پایتخت این روزها جشنهای خانه تاتر برگزار میشود وهمزمان مجموعه سالنهای ایرانشهر افتتاح میشود که به عقیده برخی مدرن ترین مجموعه سالنهای نمایش با امکانات خاص وبسیار ویژه را دربرمیگیرد  البته ظاهر زیبایی است برتن نحیف ورنجور تاتر که روز به روز هم با رسیدگی ها وآمپول وتزریق در حال جان گرفتن هست اما چه فایده, تا زمانی که وجود تاتر ودیدن آن به عنوان یک ضرورت به خصوص برای جامعه مطرح نشود اینگونه تاتر عمری به قدمت تاترهای ماندگار تاریخ نخواهد یافت.به راستی چه چیزی در تاتر غرب نهفته است که سالنهای بسیارشان فرصتی برای نفس تازه کردن نمی یابند اجراهایی مداوم وچندین چند ساله از یک متن که سالهاست بر صحنه است وفقط گاهگاهی بازیگران جایگزین یکدیگر میشوند. نمایشنامه آوازخوان طاس اثرساموئل بکت که اولین بار توسط نیکلا باتای به صحنه رفت هنوز بافاصله بیش از نیم قرن اجرای آن با همان میزانسنها ادامه دارد .چه میشودکه درکشور شکسپیرتعداد تماشاکنان نمایش در طول سال پنج برابرتماشاگران ورزش پرطرفدار فوتبال است .خلاصه اینکه اگر به جشن خانه تاتر میروید خوش بگذرد به جای ما شما هم در سالن انتظامی قدرت بازیگری ایشان را ارج نهید.

اردیبهشت حال وهوای سهراب هم دارد.استادخوشنویسی داشتیم به نام قربانعلی اجلی که همدوره ای سهراب بود.از ایشان خواستم که درابتدای هشت کتابم از سهراب بنویسند((سهراب سپهری شاعری وارسته ونقاشی بزرگ وساده وآرام بود با روحیه ای زود رنج وسرکش اواخرکه دردانشگاه تهران وهنر تدریس میکرد بعلت رنجیدگی خاطر وروح آزاده طلبیش تدرس را رها کرد وبه مسافرتهای دلخواه خارج ازایران رفت.سهراب قلبش بسیار مهربان بود وساکت آرام وکم حرف واطلاعات عمیق از فولکور ایران وادبیات ما داشت .))تابستان همانسال 77دوستانم را ترغیب کردم وبه مشهداردهال رفتیم وخانه پدری اش در قریه چنار همانجا که در پشت بامش صدای پای آب آفریده شد.هنوز پدر سهراب هم در همان خانه میزیست وگلستانه. ظهر تابستان هم بود همان دشتهای فراخ وکوههای بلند.وسایه ها که فقط آنها میدانستند که چه تابستانی است لب آبی که سهراب از کندن گیوه ها وپاها ی در آب هم میگویدهم رفتیم که خشک خشک بود .تفسیری که سهراب درشعر گلستانه  ازآنجا داده است اینقدر کامل است که بین ما که گلستانه رادیدیم وآنها که ندیده اند تفاوت چندانی نیست.ولی وقتی آنجایی وبه این فکر میکنی که روح او در آنجا در سیلان است مدهوش میشوی.

صدای آب می آید مگر در نهر تنهایی چه میشویند.نقاشیخطی ازاین قطعه نوشته بودم که بلاگفا همکاری نکرد تا به شبکیه شما بنشیندواین باعث میشود دوباره باسهراب بازگردم.

 روزهایی که گذشت بوی بوستان سعدی هم در شیراز برمشام دوستانش نشست همان که میگوید:

آنکه هلاک من همی خواهد ومن سلامتش     هرچه کند زشاهدی کس نکند ملامتش...

کاش که در قیا متش  بار دگر بدیدمی              کا نچه گناه اوبود من بکشم غرامتش...

که شاید غزلیات حافظ باعث شده است طیبات وبدایع خواتیم اوکمی مهجور بماند.هرچندعاشقان سعدی بسیارندآخر اواستاد غزلیات عاشقانه است.

آزمونی هم در پیش دارم که چند روزی پایتخت نشینم میکند شاید خیری در کار است که فاصله دریافت کارت وبرگزاری آزمون سه  چهار روزی میشود .گمان میکنید در این سه شب میشود عقده چندین سال اجرا ندیدن درتاتر شهر راجبران کرد.
!! نوشته شده توسط پاپیروس | 14:29 | جمعه 11 اردیبهشت1388 •

رامین وژاله در اهواز

رفت و آمد فرهنگي شيراز و اهواز

به منظور تبادل فرهنگي ميان كلانشهرها و معرفي خرده فرهنگهاي كشورهفته فرهنگي شيراز با همكاري شهرداري اين شهر در اهواز برگزار مي شود.در اين جشنواره شهروندان اهوازي در فضايي كه تداعي كننده شهر شيراز است، قرار خواهند گرفت.
    پخش فيلم و اجراي نمايش هاي فولكلورشيراز، اجراي موسيقي محلي شيرازي، برگزاري نمايشگاه صنايع دستي و سوغات وهدايا و برگزاري شب شعر شيراز از برنامه هاي جشنواره هفته فرهنگي شيراز هستند.مشابه اين جشنواره نيز در شيراز برپا مي شود تا فرهنگ اهوازي ها به شهروندان شيرازي معرفي گردد. اين جشنواره 25 فروردین در اهواز آغاز مي شود.اجرای نمایش رامین وژاله به مدت سه شب درسالن مهتاب واقع درجاده ساحلی کیانپارس خواهدبود.
    

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 14:24 | جمعه 21 فروردین1388 •

رامین وژاله

ersal11.jpg

   نمایش رامین وژاله به مدت چهارده شب در سالن سینما تئاتر شیراز به روی صحنه رفت عکسیست تقریبا دست جمعی از عوامل نمایش که حدود چهل نفر بودنداگه شمردید هرتعداد که کم بود یا در اطراف هستند یا هنوز به جمع نپیوستند رامین وژاله پایین تصویردر کنار حاج آقا دیده میشوند من اینور دوربین هستم مطلب رو ادامه بدید به هم میرسیم.

ersal17.jpg

استاد صراطی طراح گریم و(سمت راست تصویر )وجناب آقای نداف در حال اجرای گریم .حسن حامداز دوستان پاپیروس زحمت راه را متقبل شدند وبرای دیدن کار آمدند هرچند ندیدمشان امااحساس بودنشان در سالن هنگام اجرا مرا سرشار از انرژی میساخت. لطف کرده عکسی از کار را در وبلاگ تئاتریشان قرار دادند .منتظر نقدشان خارج ازتعارفات معمول هستم .

ersal16.jpg

تمرینات این کار به درازا کشید به دلایل مختلف چیزی حدود سه سال .دیشب آخرین شب اجراشب سختی بودبه خصوص که بخواهی از نقشی دور شوی که سه سال از سالهای خوب اما سخت را باهاش سپری کردی. یادی میکنم ازدنا رزاقی. اسماعیل هدایت. غلامعلی سکوت .علیرضا جهانی . رویا سلطانی. میثم ثابت وبازیگران دیگری که در این مقطع سه ساله نقشهای مقابلم بودند اما تمرینات طولانی آنها رااز ادامه کار تا اجرای نهایی بازداشت. عکسها به صورت شخصی گرفته شده اند اگر عمری بود وعکسهای صحنه به دستم رسید به همراه تصویری ازکارگردان در پستی دیگر قرار خواهم داد.

پ ن:نوروز مبارک

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 23:18 | شنبه 24 اسفند1387 •

خوب بد زشت

با ادای احترام به سرجیو لئونه,اونیوموریکونه وکلینت ایستوود,کارگردان,آهنگساز وبازیگر فیلم خوب بد زشت

خوب:بالاخره تونستم مطلبی رو که چند وقته نوشتم به عنوان پست جدید توی وبلاگ بذارم به زودی هم به حساب همه دوستانی که محبتشون بی پاسخ مونده میرسم

بد:ماه بهمن که برای یک وبلاگ نویس پر از سوژه وخبر است گذشت. از انقلاب گرفته تا جشنواره فیلم فجر وتئاتر فجرو... اما پاپیروس نتونست از خجالت این ماه در بیاد

زشت:بعد از دوازده سیزده سال یک شماره از ماهنامه فیلم  که ویژه جشنواره بود از دستم رفت

خوب:آزمون ارشد هم در موعد خودش برگزار شد هرجه هم دعا کردم که به تاخیر بیفتد تاثیر نداشت اما بزرگترین حسنش دیدن بسیاری از دوستان بود که بخش مهمی از خاطرات سالهای دور بودند

بد: جای من بدترین جایی بود که میتوانست باشد,درست روبروی پله های ورودی ومحل عبور ومرورجایی که اگر حواست نباشد زیر دست وپای مشتاقان ادامه تحصیل له میشوی چه برسد به اینکه بخواهی تمرکز داشته باشی اما خب آزمون که شروع شد انگار پله ها هم دیگر آنجا نبود ومن اطمینان پیدا کردم که مراقبها حرف بی حساب نمیزنند

زشت:اردلان درست سمت راست من بود در جلسه آزمون کلی هم نقشه برای تقلب کشیدیم اما ایده هامان را اجرایی نکردیم

خوب:نمیدانم تا کجای نمایش رامین وژاله را با من همراه بودیداما بالاخره طلسم سه سال تمرین وبه صحنه نرفتنش شکست و فردا شب هراه با افتتاح سالن مجلل سینما تئاتر حوزه هنری به صحنه میرود(حالا هی بگید این بی معرفت کجاست که سراغی ازما نمیگیره همین الان هم بااحتساب تایپ بقیه مطالب وطی کردن مراحل اداری پست جدید دیر به تمرین میرسم)

بد:خیلی بده که آدم رو دعوت کنند به دیدن یک نمایش اما اجابت نشه.اگه فرصت داشتید وبرای ما هم سهمی از سعادت قائل بودید سفر نوروزیتان را به شیراز زودتر آغاز نمایید ما تا بیست و سوم چشم انتظاریم

زشت:برخلاف تصور خوبی که شما از من دارید(این یک نوع تلقین پنهان است)بدترین شخصیت نمایش مربوط به من است امیدوارم در پایان هر اجرا شخص بازی مورد لعن ونفرین تماشاچی ها قرار بگیردواین یعنی اجرای خوبی داشته ام

خوب :با وجودی که از سال هفتاد وچهاربه این طرف تمام کارهای تئاتری ام را با عنوان گروه تئاترتجربه به روی صحنه برده ام اما بالاخره گروه به ثبت رسید

بد:امسال به قول هنرجویان هنرستان میتوانستیم در جشنواره تئاتر دانش آموزی هتریک کنیم اما متاسفانه جشنواره در مرحله ناحیه بدون حضور ما برگزار شد(معلومه که رونق هم نداشته اینطور نیست)

بد:کمی از حال وهوای نمایش فاصله میگیریم

بد:عموی همسرمیکی از انگشت شمار خلبانهایی بود که در سال پنجاه وهفت در امریکا دوره دیده بود وتا سال گذشته که بازنشست شد برای نظام خدمت کرد عشق به پرواز نگذاشت مثل ما زمینی باشد وشب اربعین که برای آزمایشات پروازی هواپیمای c140ساخت ایران به اصفهان رفته بود در اثر سقوط هواپیما همراه با چهار خلبان دیگربه درجه رفیع شهادت نائل آمد.

بد:بعضی مواقع بنا بر مصلحت غرق شدن یک قایق در آبهای فلان کشور علاوه بر بیست وسی در گفتگوی ویژه هم بررسی میشود اما بنا بر مصلحت چون هواپیما قرار هست ساخت ایران باشد وحتما نباید در حافظه مردم خاطره بدی از خود به جا بگذاردحتی برنامه بیست وسی هم خیلی سربسته گذر کردهرچند بررسی هم تغییری در اصل اتفاق ایجاد نمیکرد

بخیه خوردن دستم وپاک شدن کلی عکس وفیلم ازنگاردرحافظه کامپیوتروسیگار خریدنم برای اولین بار ودیدن آدمی که روی سرش شاخ داشت و...بماندبرای بعد

 

پ ن:اطلاعات به مدد سیستمهای بازیافت اطلاعات البته با صرف هزینه ویک هفته استرس بازگشت

پ ن:اون یک نخ سیگار که خریدم رو نکشیدم با اون میخواستیم جلو آفتهای یک گل را بگیریم هرچند کلی هم با همون نخ سیگار ژست گرفتیم

پ ن:تا بیست غلط املایی وتایپی طبیعی است بعد از تذکر شما تصحیح میشود

پ ن: کاش برای شما که تا آخر خواندید یک جایزه داشتم

!! نوشته شده توسط پاپیروس | 10:24 | جمعه 9 اسفند1387 •